عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
583
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
35 للهّ سبحانه حكم بيّن فى المستاثر و الحازم خداوند بزرگ را حكمى است روشن و آشكار ( در قرآن و اخبار ) براى آنكه در آن بينديشد و متأثر گردد ( و قوانين الهى را كار بندد ) . 36 للكرام فضيلة المبادرة الى فعل المعروف و اسداء الصّنايع : پيشدستى كردن بسوى نيكوكارى و پخش نمودن خوبيها براى نيكان فضيلتى است ( كه براى غير آنان نيست ) . 37 لقد اتعبك من اكرمك ان كنت كريما و لقد اراحك من اهانك ان كنت حليما : البتهّ تو را برنج مى افكند كسى كه با تو اكرام مىكند اگر مرد بزرگى بوده باشى و تو را آسودهء ( از رنج احترام ) مىكند كسى كه تو را خوار مى گرداند اگر مردى بردبار باشى . 38 ليس المتّجر ان ترى الدّنيا لنفسك ثمنا و ممّا لك عند اللّه عوضا : اين خوب تجارتى نيست كه تو دنيا را بهاى نفس خويش دانى و آن را از آنچه كه در نزد خداوند بزرگ است عوض گيرى ( بلكه تو بايد فقط بهشت را بهاى خود دانى و خود را جز بدان نفروشى ) . 39 للإنسان فضيلتان عقل و منطق فبالعقل يستفيد و بالمنطق يفسد : انسان را دو فضيلت است يكى عقل ديگرى زبان و گفتار پس اين انسان بعقل استفاده مىكند و بوسيله نطق و گفتار استفاده مى رساند . 40 للمتّقى هدى فى رشاد و تحرّج عن فساد و حرص فى اصلاح معاد : براى مرد پرهيزگار به راه راست هدايت شونده و از زشتى دورى كننده و در اصلاح كار آخرتش پر حريص است . 41 لير عليك اثر ما انعم اللّه به عليك : البتهّ بايد اثر نعمتى كه خداوند به تو داده است در تو ديده شود ( و در زىّ اهل نعمت حركت كنى نه مانند فقيران و محرومان ) 42 لينهك عن معايب النّاس ما تعرف من معايبك : البتهّ عيوبى كه در خودت سراغ دارى بايد تو را از ديدن و شمردن عيوب ديگران باز دارد . 43 ليكفيكم من العيان السّماع و من الغيب الخبر : البتهّ شما را از ديدن همان شنيدن و از غيب و نهان همان گرفتن خبر كافى است . 44 لأن تكون تابعا فى الخير خير لك من ان تكون متبوعا فى الشّرّ : البتهّ اگر تو در نيكى پيروز باشى برايت بهتر از آنست كه در بدى پيشرو باشى . 45 ليكفّ من علم منكم من عيب غيره لما يعرف